قانون مصری Backgammon (محدودیت ۵ مهره در هر نقطه).
سرگیجه و راهبرد
قانون مصری، یا اعمال محدودیت پنج مهره، هم به راهبرد و هم به سرگیجهٔ بازی اضافه میکند.
بیایید نگاهی بیندازیم.
واضحترین سناریویی که این قانون در آن بازی را بهشدت تغییر میدهد، هنگام خارج کردن مهرههاست.
برای مثال، در این سناریو، یک پرتاب میتواند فاجعهبار باشد و دو blot ایجاد کند، در حالی که بدون این قانون هیچ blotی به وجود نمیآورد.
در back gameها، جایی که خانهٔ یک بازیکن توسط سربازان حریف اشغال میشود (این در Backgammon به اندازهٔ Abak رایج نیست)، این قانون بهشدت شیوهٔ پیشروی بازی را تغییر میدهد.
در اکثر قریب به اتفاق موارد، با اجرای این قانون شانس بیشتری برای ایجاد blot خواهید داشت.
وضعیت جالب دیگری که باید بررسی شود زمانی است که بازیکنی میخواهد از میله بیرون بیاید. اگر از قبل روی یکی از نقاط خانهٔ حریف پنج مهره داشته باشد، عملاً خودش راه خودش را میبندد.

از همان ابتدا برنامهریزی کنید
بسیاری از مردم از پیامدهای این قانون شکایت میکنند، وقتی از زاویهٔ یک قانون تحمیلی در میانهٔ بازی به آن نگاه میکنند؛ جایی که کاری از دستتان برنمیآید.
اما روشن است که اگر از ابتدا با این قانون بازی کنید، برای آن برنامه میریزید، از موقعیتهایی که شما را به جایگاههای بد میکشاند دوری میکنید، و بهخاطر شانس، گاهی شما گرفتار میشوید و گاهی حریفتان.
در میانگین، بازی بسیار غافلگیرکنندهتر خواهد شد، و این فقط به روح Backgammon چیزی اضافه میکند بیآنکه چیزی از آن بگیرد.
پس امتحانش کنید!
برای Abak Evolution، این قانون ضروری است.
در Abak یک دلیل عملی برای استفاده از این قانون وجود دارد: دیدهشدن مهرهها. اگر این را نمیدانستم، شاید این قوانین جدید هرگز به ذهنم نمیرسیدند، چون اصلاً کار نمیکردند.
همهچیز داشت به هم میرسید
پس اگر برایتان جالب است، زنجیرهٔ رویدادهایی که مرا به چنین بذر مهمی در ایدهٔ Abak رساند، اینها بودند:
در سال 1992، روی شنهای ساحل نزدیک Cayo Norte، جزیرهای بسیار دورافتاده در ونزوئلا، دراز کشیده بودم، در حالی که برادر بزرگترم مدام غر میزد که ماسک بزنم و به صخرهٔ مرجانی نگاهی بیندازم. برای اینکه دست از سرم بردارد، با بیمیلی آن لعنتی را زدم، سرم را در آب فرو بردم، و فوراً عاشق شدم.
چند ساعت بعد، فریادهای خشم او آنقدر بلند بود که نمیشد نادیده گرفت، و بالاخره مجبور شدم ماسک را پس بدهم. همان روز بعدتر، دیگر ماسک خودم را داشتم، فین هم داشتم، و رسماً غواص شدم.
یکی از همان دوستان برای چند سال به مکزیک رفت تا بهعنوان مربی غواصی آموزش ببیند، و وقتی برگشت، دربارهٔ این محدودیت پنج مهره در بازی به من گفت. او حاضر نبود بدون آن بازی کند و من حاضر نبودم با آن بازی کنم. در نظر داشته باشید که Backgammon بازی شاخص مردم فلسطینیتبار در شیلی است، بنابراین احساس میکردم این بازی مال من است؛ همان بازیای که من به او یاد داده بودم، و رفتارش خشمگینم میکرد.
اما بیحوصلگی کار خودش را کرد، و توافق کردیم پنج بازی با این قانون بیگانه انجام دهیم و بعد تصمیم بگیریم چه باید کرد.
من دیگر هرگز بدون آن قانون بازی نکردم، و سالهای زیادی گذشت تا Abak را اختراع کردم.
آه، زندگی
Samy Garib.